عشق سی دوتا گولی (گربه )!!!
اومدم داخل سرا(حیاط ) که شدم ، دیدم سییو ری دیوار نشسته و دمش هلنگا (آویزون )کرده از دیوار دومن (پایین )ودستش زیر کچه ی (چانه) زشتش و هر دو دقیقه یک بار با سیبیلاش که تازه هم در اومده بازی می کنه حسابی دک وپوزش توهم بید و لنجش اویزون ( زیادی ناراحت بودن).
تو دلم گفتم که برم اذیتش کنم. گفتم یک بلایی سرت بیارم که حال کنی سی خوت.
یواشکی وچنگول چنگول رفتم ری منبع اویی (مخزن آب )که زیر دیوار بید به طوری که دستم دم دمش که تکون می خورد می رسید.
دمش مثل دم خر همی جور می رفت و می اومد هر دقیقه یک پخشه ای (مگس)که انگار از بو گند دم سییو خوشش اومده بید می اومد و ماچی ( بوسه)دم کر کند سییو می زد ومی رفت وسی خوش حالی می کرد .
سییو بد جور تو فکر بید انگار جهاز های (لنج، کشتی که از چوب ساخته میشه) بوواش ( باباش)غرق شده بید.
موهم اصلا حوصله ی ای خنک گری ها نداشتم چون که ای ادا اطفار ها فقط مخصوص دخترای لوس وننره!!!
توی همین هیس وبیس (آن لحظه ) که ری (روی) منبع نشسته بیدم یهو دمش کشیدم که از ری دیوار افتاد ری منبع چون خوش نتونست بگیره مثل مف (آب بینی)چسبید ری زمین، و مو کم گرفتم 30خنده !!!یک جور چپ چپ سیلم کرد (نگاهم کرد) که زرد کردم . اگه همو سه ( در آن لحظه )دستش دم مو (به من) می رسید فکر کنم تیکه گتوم (بزرگم)دندون جلوییم بید، ولی خدا رحمم کرد چون سییو اصلا حوصله ی کل کل کردن با مو نداشت .
احساس کردم وضع خیلی خراب تر از این حرفان.
یواشکی از منبع اومدم دومن و تلو تلو رفتم حلش ( به سمتش )نه فکر کنین موازش زهلم می رفت(می ترسیدم ) نه فقط یه کمی رنگم زرد شده بید و یه کمی، فقط یه کمی می دروشیدم (می لرزیدم)کرش( کنارش ) که رسیدم چپ چپ سیلم کرد (نگاهم کرد)ولی هیچی نگفت .ولی احساس کردم که تو دلش از این فحشهای گتا (بزرگ ها ،در اینجا، خیلی زشت )نثارم کرد !! نغل یک جور ناز کرد که گفتم فامو کرم نشسته و مییوی با اد اگفت و سرش کرد وول (آن طرف).خواستم یک پس گردنی(قفا) بزنمش که ماچ (بوس)زمین کنه ولی دلم نیومد چون دلش خوش خیلی پر بید بلا نسبت ما پسر خاله هم هسیم طاقت نیاوردم وپرسیدم :
موو(من) :سلام سیو چورن (چطوری) تو همی(غمگینی) ؟ چه مرگیتن ؟نکنه چیش سوزو محلت نناده یا نکنه جواب smset نداده ؟ ها فهمیدم حتما صووا،(فردا) جشن تولدشن پیل (پول )نداری سیش موهی(ماهی) بخری ؟
همی که گفتم انگار باتون برقی نیروی انتظامی تو سرش زده باشند در جا ریم (روی من) پرید.
موو (من): چه مرگیتن ؟ مگه وحشی شدی ؟ یا زنجیر پکندی ؟
یهو با تمام عصبانیت هر چی که دم دهنش بید نثار ما کرد
سییو:هانه همین جوری بنزین گیرون کردند دیگه.وتوحال ما دو پایی ریدند!
موو( من): خوب به تو چه ؟ می (مگر) تو ماشین داری که اینطوری حرصش رو می خوری
سییو: هانه دو تا خر مثل تو پیدا می شند که وضع ما ایجورن دیگه!!!!
موو (من):اولن بار اخرت باشه که من رو با خر مقایسه می کنی که در غیر ای صورت مو هم سی تو می گم مثل گاوی !!!!
سییو :حرف حق زدم نه زورت مییاد !!آخه این چه وضعین آدم جرات نمی کنه زیدش ( دوست دخترش ) رو با خودش ببره بازار موهی فروشا، موهی تازه سیش بخره !
موو(من):حالا فهمیدم چه مرگیتن بی خیال !!! جون مو ربط بنزین با بازار موهی فروشا به چنن؟مثل اینکه چند روزن موهی گیرت نیومده کمت( شکم )جوش اومده !!
سییو:هانه کینه ی کم تا چهل روزن این روزها جرائت نمی کنی دم دکون (مغازه)اسمیل موهینی(اسماعیل ماهی فروش) رد بشی، چنان بزنتت لنگ دمپایی که تا سه ماه تو خونه بستری باشی!!!!قیمت موهی سه برابر شده به طوری که دیگه اسمیل موهینی زورش میاد کم (شکم )موهیاش بریزه در(بیرون) ،که ما سی خومون حال کنیم. اون روز سیش(بهش) گفتم اسمیل گدا شدی پرس ما نمی کنی(احوال ما رو نمی پرسی)؟ گفت هانه موهی گشته گرونی( به این گرونی)، بدم تو بخوری که چه بشه؟ آخه توچیشت ماه دیدم !!!!!!!!!!!!!
حالا کاش این تنها بید کباب فروشی ها، جیگری ها،خلاصه هر چی بخی(بخواهی) ،چه خوردنی چه بردنی همش دوسه برابرگرون تر شده هرکی حل خوش(به سمت خودش) روی قیمت ها کشیده ،ناظری هم روی سرشون نیست تازه ناظرازخوشون بدتره !!!
موو: راه داره آقا راه داره ...!!!
هنوز حرفم تموم نکرده بیدم که دیدم بد جور چپ چپ سیلم میکنه ذهلم رفت(ترسیدم) احساس کردم باز گاف زدم !!!
یهو گفت حتما می خواهی از گوشت خوردن دست برداریم و شروع کنیم سبزی خوردن و مثل بز پاکستانی سبزی بخوریم ؟!!!!
هیچی نگفتم حرفش محکم بید ومنطقی.
حرفش ادامه داد و گفت: این تازه یک سمت قضیه است، حسابی دارن با روحیه ی ملت بازی می کنن و ملت رو تو بد شرایط روحی قرار دادند اعصاب همه رو خراب کردن ،
هیچکی اخلاق و اوقات درستی نداره ،همه توفکر فرو رفتند و دغدغه دارند و چک وچیلشون چر کرده (آویزون ) !حتی حوصله ی خوشون هم ندارند. به طوری که تو خونه کسی جرات نداره نطق (نفس) بکشه، تندی همه تو هم می ریزند . مگر تو جرات داری سی بووات بگی بوا امروز هوا خوبن ببرمون دم دریا دوری بخوریم. در جا منگ ودرنگش در میگیره. اولین بهونه ای که میاره اینه که بووا بنزین ندارم. توبگو بووا بریم خونه خاله ،میگه بنزین ندارم بریم ...بنزین ندارم!بووا پس یهو بگو بشینیم تو خونه و سیل هم کنیم؟ ها عزیز دلم همین بهترین کاره !!!!
مگر نه حالا تابستونن و به قول خوشون مدرسه ها تعطیله واوقات فرغتن؟ حالا شما بگین ما چه تفریع ای داریم ؟مگر نه بچه هشت ، نه ،ماه درس خونده به امید اینکه سه ماه تابستون سی خوش حال بکنه گردش بره سفری بره، خلاصه اوقات فراغت خشی داشته باشه، تا وقتی اول مهر که می ره سر کلاس با روحیه باشه و بتونه با نشاط کامل درس خوندنش رو ادامه بده ؟ولی با این گرونی و بساط بنزین آدم مسافرت هم یادش میره تو چشمش سیاه میشه ...
سییو کلی سیم حرف زد، دلم بد جور گرفته شده بید ،همین جور که سیلش کردم دیدم قطره ی اشک ریزی از چیشش سرازیر شده بغضم گرفته بید،ولی کاری از دستم بر نمی اومد که سیش انجام بدم یعنی در واقع قدرتی نداشتم.
مال گولی فقیرون(گربه ی فقیر) همیشه باید غمخور باشه و هر چی نکبت که تو دنیا هست ری سر او باید پایین بییاد، همیشه باید با پای پتی (پای برهنه) تو ای کیچه پس کیچه ها( کوچه پس کوچه ها) سی کل خار موهینی (برای تکه ی خار ماهی)پرسه بزنه .ولی گولی های از ما بهترون سی خوشون شیر موز با پودر نارگیل می خورند و تو تخت خواب حریر می خوسن( می خوابند )تازه بلانسبت توالیتشون هم فرنگیه ومدرسه شون هم با مال ما فرق میکنه خلاصه غمی ندارند وسی خوشون عشق دنیا میکنن.
سی سیو گفتم بلند شو اشکات پاک کن که این رسم زمونن .دنیا همیشه این جور نمی مونه انگار این ها یادشون رفته که چرخ گردون در گردشه و می چرخه . آخرش ما هم خدایی داریم . سییو هم انگار خالی شده بید بلند شد ماچ گتی تو صورتم کرد و با هم رفتیم که سی چیش سوزوش زنگ بزنیم.
(دوستان عزیز و مهربان ،با هر واژه ای مشکل پیدا کردید بگید براتون معنی میکنم .تا اونجایی که تونستم معادل سازی کردم.پیشا پیش عذر خواهی میکنم. البته لهجه ی ما زیاد هم سخت نیست ممنون که تحمل می کنید.)
شاید تو دلتون بگین باز دوباره سر و کله ی این انول پیدا شد 30 فضولی کردن.
بووا کی این روز ها حال و حوصله داره فضولی های تو رو گوش کنه خومون
اینقدر دلمون پرن که جای تو نداریم .
یک مدت نبیدی از دستت راحت بیدیم باز دوباره سر وکلت پیدا شد !!!!
والا چه بگم ،دو سه روزن که اصلا حوصله ی هیچ کاری ندارم،دلم خیلی پرن
،حتی حوصله ی خوم هم ندارم. در واقعه کمی تا قسمتی ابری بریدم .بخاطر
همین گفتم بیام درد دلم رو بنویسم شاید کمی سبک بشم .
فشار ری فشار، انگار ما باید از همون روز اول زندگی طعم شیرین فشار رو
تحمل می کردیم، تا حالا که سن مون، سن خر بهمیاره !!!
به خدا نمی فهمم حرف دلم رو سی کی بزنم ؟ نه تو خونه اخلاق داری نه تو
کیچه و بازار .
البته مو تنها نیستم که ایطوری شدم، نه، اکثر مردم همین حس رو دارند.
البته منهای از ما بهترون که اونها بحثشون جدان. ماشالله هزار ماشالله
می خورند و راست می شند (بلند می شوند)
چهار پنج روزی میشه که دولت جو گرفتتش و طرح سهمیه بندی بنزین
رو ارئه داده . (سیل طرح زرشک !/؟)
با این به قول خوشون ایده حسابی تو ذهن و روحیه ی ملت دو پایی
گشتند (عبور کردن ).و حسابی مردم رو تو فشار و منگنه قرار دادند.
به طوری که هر جا می شینی و هر کس رو در هر موقعیت اجتماعی
که می بینی در مورد سهمیه بندی بنزین گپ می زنه، و از این
طرح % 95ناراضین ، %5 بعدی هم گللود هسن (گیج و منگ تشریف دارند )
.در کل همه نا راضی .
جالب اینجان که هیچ کی هم صداش در نمی یاد یعنی در واقعه
نمی تونه هم در بییاد آخه چون ...!!!
زندگی با وضع قبلی نکبت بار بید ،ووی به حال حالا که دیگه چرخ
اصلی حرکتا رو نیم سوز کردن .
البته مو خودم شخصا با اصل طرح مخالف نیستم (حالا تو کی باشی
که موافق باشی یا مخالف )
خیلی هم طرح جالبین ولی اما این طرح چندین مورد مشکل داره :
بحث بر سر فشارین که رو سر مردم می آد و این سبب شده که
دل مو به کپ کپ بیفته وفشار خونم رو 120 کله ملاغ بزنه!
قبل از اینکه دولت جو بگیرتش و بساط سهمیه بندی رو علم کنه،
گرونی به اندازه کافی بیداد میکرد ، حالا خو دیگه نمی خواد بگی،
خیلی عذر می خوام واقعا خر تو خر شده !
از اونجایی که دولت با این طرح می تونه مانع از واردات بنزین.
۰بشه و از همون %70 که در داخل کشور تولید می شه استفاده
کنه وهزینه ی هنگفتی برای %30ما بقی پرداخت نکنه بحثی
نیست و تازه خیلی هم تو په ،خودش کلی برای دولت منفعت
داره ودیگه کمبود بودجه نمی اره و تا حدود زیادی در مقابل
تحریم های غربی ها مقاومت می کنه. این قبول و خیلی
هم خوبه !
ولی این وسط دهن مردم هست که حسابی سرویس می شه
و چه بلا هایی سرشون که نمی آد!!!
هنوز هیچی نشده هر کی از هر جایی که تونسته ومطابق بر
حرفه ای که داره، رو اون چیزی که داره شدیدا به افزایش قیمت رو آورده.
خنده اینجان تا سیش هم بگی می گه به مو چه می خواست
دولت بنزین گرون نکنه. حالا جالبن کار عامو هیچ ربطی
هم به بنزین نداره !!! (مردکه ی ...! لا الی الا الله)
یارو ماشینش گاز سوزه ، سیش میگم عامو تو سی چه قیمت
کرایت گرون کردی ؟ چیلش به طوری فچ میکنه که تموم
دندونه ی زردش پیدا میشه ، در می یا سیم می گه خو منم کرایه کشم !!!
حالا می بینین به خدا ما چه بساطی گرفتاریم ؟
و تو گرما و شرجی بوشهر
هم تو مجبوری که حرفش رو گوش کنی ومسیری که تا
دیروز با 500 تومان میرفتی با 1500 بری وتابع آقای
راننده باشی، چون در غیر این صورت باید تو گرما
ویسکی (بایستی) سر خیابون و ریز ریز عرق کنی
و بوسیله عرقات زیر پات علف پرورش بدی !!!
بقال سر ککیچه ی ما تا دیروز جنساش زیر قیمت می داد
و التماس می کرد که ازش خرید کنیم ! ولی حالا طوری
شده که دوبرابر رو قیمتاش کشیده . جالبن، عامو
خریدش هم مال دو ماه پیش بیده که هیچ ربطی با طرح
بنزین نداره .سیش هم که میگی تندی اسم بنزین و سهمیه
بندی رو میاره حالا چه ربطی داره خدا می فهمه !
نکته ی جالبی که اینجا هست اینه که مدیران محترم
هر صنف غاره می دند (فریاد زدن) که بووا (بابا) قیمت ها
رو افزایش ندین ولی اانگار که نه انگار همون جریان یاسین
تو گوش عمو الاغ خوندنه ! هیچ کسی گوشش بده کاره این حرفا نیست.
می بینین این تازه نمونه ی بسیار ریزی هست که همه باهاش
ارتباط دارند حالا شما تصورش کنین تو فضا ها و محیط های
گت تر (بزرگ تر ) چه خبرن؟
مردم قبل از این جریان به زور نفس می کشیدند
حالا فکر کنم راه نفس کشیدن هم یادشون رفته !!!
راستی یادتون باشه که امسال تابستون فکر وخیال
سفر کردن واردوی تابستونی رفتن با خونواده و رفیق رفقا
رو از سرتون بیرون کنین چون هوا بس نا جوانمردانه
خلبوسه(درهم پیچیده)!
(البته این قضیه به نفع اقوام تهرونی ما می شه که
این تابستون از دست ما خیالشون راحت می شه نفس راحتی می کشند )
حالا بینم دولتی که چنین نظری رو میده می تونه به این نا هنجاریها
سر وسامان بده آیا فکر افراد کم درامدی که تو روستا ها وحتی تو
شهر ها هستند، هست، که حقشون ضایع نشه واز فشار
بیرونشون بیاره ؟آیا می تونه فکر جوون ها باشه (نه اینکه قبلا خیلی
تو فکرشون بوده ) که با این افرایش قیمت با مشکل روبرو نشند ؟
فقط خدا می فهمه!!!!
