تبليغاتX
!!! بیو تا فضولی کنیم

!!! بیو تا فضولی کنیم

زندگی 30 از ما بهترون!!!
                     زندگی 30 از ما بهترون !!!

هنوز لقمه ی دوم افطاری رو تو دهنم نچپونده بیدم که یکی مثل گونی (کیسه ی) برنجی خودش ور داد ری

 مو(خودش رو انداخت روی من ) ما هم مثل آدامس خرسی دم (به )قالی چسبیدیم و لقمه مستقیم تو بتمون

( گلومون ) گیر کرد. و حالا هر چی زور میزنم (تلاش کردن) که تانکر اویی(آبی ) رو ری خومون دیر بکنیم

(رو روی خودمون دور بکنیم) ، نمی شد !!! و عامو هممین جور گرفتار ماچ کردن ما شده بید و اوو دهنش

  (آب دهنش ) ری ( روی ) صورت ما چر می کرد(می ریخت ) ننم ( مامانم )که وضعیت مو  رو دید تندی

 خودش رو رسوند و مو(من ) رو از زیر دست و پای این غول بی شاخ ودم که در واقه پسر دایی خاله ی

 ننه م (مامانم )می شد در آورد . مو چیز خاصیم نشده بید فقط یک کمی چلقیده بیدم (له شده بودم) که البته

 در زیر چنین فشار 120 کیلویی امری  طبیعی به حساب مییاد .!!!

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت2:37توسط انول |
دلتنگی 30 رمضون!

                                    خداحافظ رمضان...!

امشب شب عید فطره. عید همگیتون مبارک . انشا الله که طاعات و

عباداتتون مورد قبول درگاهحضرت حق قرار گرفته باشه .

 دوستان  سی شب مهمون خدا بودیم، چه شب های زیبایی بود چه

شبهایی که با خدامون خلوت نکردیم و از هر دری باهاش گپ نزدیم 

وازش یاری نجستیم و آرزوی بخشش گناهامون رو ازش  نکردیم

 و یواشکی اشک نریختیم  .

خدای مهربون و رحیم و کریم  هم:

 همه ی حرفامون رو شنیده اشک هایی رو که با خلوص نیت تو شب های

قدر از چشمامون سرازیر شده بوده رو دیده و حتما حاجتامون رو بر آورده

می کنه. سی شب سعی کردیم که کمتر گناه کنیم چشمامون رو کنترل

 کردیم که نگاه حرزه به ناموس دیگرون نکنیم  جلوی زبونامون روگرفتیم که

 تا حدودی از غیبت کردن و چرند گفتن فاصله بگیرهو... .

 امید وارم که بعد از این ماه هم در جا همه چیز رو یهو فراموش نکنیم و

همین طور که توی این یک ماه سعی کردیم پاک باشیم ما بقی

 روزهای زندگیمون رو هم در این مسیر قدم بزاریم      .

 

+نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت1:25توسط انول |
علی در رهگذار امشب!

                                         علی در رهگذر امشب!

علی (ع) رو نتوان در قالب کلمه توصیف کرد علی کشته شد تا عدالت پایدار بمونه و لی علی نمی دونست که با رفتنش

عدالت هم می میره مولا رو عدالتش پاکیش صداقتش سبب مرگش بود علی رو تصور کنید که چه سفشاری رو تحمل می کرده .....

 

 

براي ديدن ادامه مطلب بروي كلمه ادامه كليك فرماييد..

ادامه مطلب
+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت3:1توسط انول |