َ23 صبا رو میشه دید !!!
کوچه ها 30 چه نالانند ؟
کوچه های کوفه چه اشک بار است به زیر پای راد مرد عالم اسطوره ی عدالت و بعد از خدا اولین دست گیر مظلومین کوفه و عالم !!!! خاک ، بوسه میزند پایی را که چز در مسیر زنده نگه داشتن انسانی ترین ارزشها قدم بر نداشته است خوش به حال خاک ریزه های توی کوچه که علی بر آن قدم می زند ، افسوس که امشب آخرین شبه، شب وداع ، وداع از کوچه پس کوچه های کوفه از منزل تا مسجد !!!! شبهای پیش کوچها انتظارشان برای آمدنش چه زود به انتها می رسید ! بوی دلرباش رو از فرسنگ ها دور تر حس میکردند.
مسیر تنها به مسجد منتهی نمی شد هر کوچه سر شار از چشم های به ظاهر خفته ای بود که آمدنش را لجظه شماری می کرد خدا شاهد وناظر بود و تاریکی و کوچه ها ، که هر شب در تاریکی و سکوت بود که دست نوازشی بر گونه های سرخ کودکی محروم شده از نوازش پدر حس می شد کوچه بود خدا بود و علی بود و علی !!!
می دانستند کیست و نمیدانستند کیست !!!!
ای یتیم امشب ناله کن اشک را بر گونه هایت جاری ساز! انتظار، امشب بی معنی ترین واژه ای خواهد بود که در لغات گنجانده شده است !!! نمی آید دگر مولا امشب و فردا شب ئ شبه های دگر ................!!!!
از مولامون هر چی بگیم باز هم نگفتیم تمام عالم از وصفش به خدایی خود خدا ناتوانند و..............!!!
این ایام رو تسلیت عرض کرده و سعی کنیم یک کم از دریای وجود مولا علی(ع) رو به تن خشک کثیفمون بملیم !
شبهای قدره شب هایی که اگه صاف کنیم دلامون رو و بی ریا بریم دم خونه خداطلب بخشش کنیم محال که بی جواب برگردیم!!! این شبها از حسودی دست برداریم و یک کم هم همدیگر رو دعا کنیم .........!!!
پس دعا فراموش نشه ........................................!
شام دلتنگیست که از نوع خاک ماتم بر سر است
دیده ها دریای خون دلها از آن خونین تر است
قدسیان یک سر عزادار و سییه پوشیده اند
حضرت آدم سییه پوش عزای عالم است
عرش را فریاد آمد کی همه افلاکیان
آمد آن مولا که از جمع ملائک برتر است
کوچه های کوفه کی بیند در ظلمات شب
ناشناسی بهر امداد این چنین دل مضطراست
ای یتیمی زار که امشب انتظار کس مباش
شام آغاز یتیمی های جمع دیگر است
شانه ی زهرا شکستند آن گروه بی حیا
شانه و دستی که جای بوسه ی پیغمبر است
تسلیت این ایام

